ابراهيم اصلاح عربانى

265

كتاب گيلان ( فارسى )

فصل پنجم سير تحول مذاهب در گيلان از تحقيقاتى كه تا زمان ما انجام يافته است چنين نتيجه مىشود كه انسان ابتدا معتقد به وجود خدايان مختلف بوده و پس از طى مراحلى چند به پرستش خداى يگانه پرداخته است . مردم گيلان نيز بدون شك از اين قاعده كلى مستثنى نبوده‌اند . از آنچه هردوت ، گزنفون ، پلوتارك ، سيسرون و ساير مورخان و محققان باستانى نوشته‌اند چنين برمىآيد كه ساكنان ايران و سرزمينهاى مجاور و اطراف آن در قرن ششم قبل از ميلاد و شايد مدتها پيش از آن به خدايان هند و آريائى يعنى به نيروهاى طبيعت ايمان و اعتقاد داشتند و روشنائى و خورشيد و ماه و زمين و باد و ساير مظاهر طبيعت را مورد پرستش قرار مىدادند . آنها قبل از ظهور زرتشت و مدتها پس از ظهور وى تابع خدايان طبيعت بودند . پروفسور ج . ه . ايليف در كتاب ميراث ايران مىنويسد : « آرينهاى ايران قبل از آن‌كه يك امپراطورى جهانى شوند مشرك بودند و خدايان متعددى را كه مظاهر نيروهاى طبيعت از قبيل خورشيد ، آب ، آتش ، طوفان ، باد و ماه بودند مىپرستيدند . . . مراحلى كه ايرانيان در طى مهاجرتها پرستش خدايان متعدد را ترك گفتند نامعلوم است . » « 1 » ساير محققان نيز در تحقيق راجع به مذهب ايرانيان عهد باستان به همين نتيجه رسيده‌اند . مترجم فارسى ونديداد در مقدمه‌اى كه بر اين اثر نوشته است در مورد عقايد مذهبى ايرانيان عهد باستان و چگونگى تغيير و تحول باورهاى

--> ( 1 ) . ميراث ايران ، مقاله ايران و دنياى قديم به قلم پروفسور ايليف ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران 1336 ، صفحه 42 .